عبد الرحمن جامي
مقدمة ويليام چيتيك 44
نقد النصوص في شرح نقش الفصوص
بارهء اين شرح متذكر مىشويم دربارهء تمام شروح متأخر فصوص ، و مخصوصا آنها كه در محيط فكرى بسيار زنده و درخشان حكمت اسلامى در ايران در دورهء اخير نوشته شده است ، صدق نمىكند . نابلسى مسيرى را كه در شروح فصوص بدان اشاره شده است ادامه مىدهد ، تا جائى كه از لحاظ درازگوئى به جندي شباهت دارد ، ولى جندي در مباحث عرفانى نظرى سخن را به تفصيل و اطناب مىكشاند ، و نابلسى در مباحث لفظى و دستورى . در اين كتاب نابلسى فصوص را تقريبا كلمه به كلمه شرح مىدهد . از مضمون شرح او كاملا آشكار است كه تا چه حد درك مطالب عرفانى در عصر و محيط وى به ضعف و فتور گرائيده و فهم متون عقلى و نظرى از ميان رفته بوده است ، زيرا حتى آن جا كه شارح به شرح مسائل نظرى مىپردازد به بحث نسبة سطحى اكتفا مىكند . ز . خلاصهء نتايج اين بخش در پايان مىتوان مبحث فوق را بدين صورت خلاصه كرد : در سير تحول شرحهايى كه بر فصوص نگاشته شده است شرح جامى حد وسط ميان اجمال و تفصيل است ، هم در بحثهاى نظرى و هم در مباحث لفظى و دستورى ، و نقد النصوص وى را نيز بايد بهترين گلچين از لب مطالب عميق عرفانى اين شروح دانست .